وبلاگ گروه نرم افزاری حامی

فناوري و شهرهاي هوشمند


نوشته شده توسط: مهدی قاسمی

چهارشنبه ۵ آذر ۱۳۹۳


اخبار تکنولوژی

بحث مربوط به حضور و ايجاد شهرهاي هوشمند در جهان مدت زماني است که به راه افتاده است و در اين ميان کشورهاي توسعه يافته سعي بر اين دارند که در اين زمينه پيشتاز بوده و زودتر بتوانند زمينه پيشرفت خود را با به وجود آوردن شهر هوشمند فراهم آورند. شايد تصويري که از يک شهر هوشمند در ذهن بسياري از کاربران يا مردم وجود دارد با آن چيزي که در اصل هست تفاوت‌هاي بسياري داشته باشد. تعريف شهر هوشمند و اين که يک شهر چه ويژگي هايي بايد داشته باشد تا به آن شهر هوشمند گفته شود، مفاهيمي است که شايد هر کسي به خوبي در مورد آن ها اطلاع نداشته باشد. همه ما کم‌وبيش مي دانيم که يک شخص چه ويژگي هايي بايد داشته باشد تا او را يک خوره فناوري يا همان گيک بنامند. اين دسته از افراد مشتاق فناوري يا انسان هاي به روز هم ناميده مي شوند و معمولا اين انتظار از آن ها مي رود که به گجت هاي تازه مجهز باشند يا اين که در مورد مسائلي نظير کار با اينترنت تخصص داشته باشند، براي رفع نيازهاي خود از اپليکيشن هاي مختلف استفاده کرده و علاوه بر اين موارد بتوانند با استفاده از منابع الکترونيکي که در اطرافش قرار دارد، دائما دانش خود را افزايش دهد. اين دسته از افراد معمولا در شبکه هاي اجتماعي هم فعال بوده و از طريق صفحه پروفايل خود يا وبلاگ هايي که دارند سعي مي کنند به ديگران هم دانش خود را منتقل کنند. تمامي اين خصوصيات به خوبي براي ما مشخص مي کند که يک فرد گيک، دست کم بايد چند تا از اين ويژگي ها را داشته باشد تا بتواند يک فرد به روز در جهان فناوري ناميده شود. اما آيا در رابطه با شهرهاي هوشمند هم اين تصور به خوبي براي ديگران وجود دارد؟ آيا کسي مي داند که در چه شرايطي به يک شهر مي تواند لقب هوشمند داده شود و يا اين که اصلا چند شهر هوشمند در جهان وجود دارد؟ اگر شما هم به موضوع شهرهاي هوشمند و فناوري هاي نويني که در شهرها به کار گرفته مي شوند تا زندگي ديجيتال را گسترش دهند، علاقه داريد بد نيست تا کمي اطلاعات خود را در اين زمينه افزايش دهيد. در موضوع ويژه اين هفته به مقوله شهرهاي هوشمند مي‌پردازيم و مي‌گوييم که چه فناوري هايي بايد در يک شهر به کار گرفته شود تا به آن لقب هوشمند داده شود. همچنين در مورد چند شهر هوشمند در جهان که به شکل موفقي تا به حال عمل کرده اند صحبت خواهيم کرد. اين موضوع را دنبال کنيد تا بفهميد چه راهي در پيش داريم تا در کشورمان يک شهر هوشمند ايجاد شود.

مفاهيم اوليه

به طور معمول شهرها داراي يک زير ساخت يا سرمايه فيزيکي هستند که در اصطلاح لاتين به آن Physical Capital گفته مي شود و در عين حال يک دانش ارتباطي يا زير ساخت اجتماعي هم براي شهرها در نظر گرفته شده است که به آن سرمايه فکري يا همان Intellectual Capital گفته مي شود. يک شهر موفق به هر دوي اين سرمايه ها احتياج اساسي دارد و بايد گفت که سرمايه فکري در عصر حاضر براي شهرها يک عامل بسيار مهم به حساب مي آيد زيرا باعث رقابت شهرها با يکديگر مي شود و در پيشرفته تر شدن آن ها يک عامل تعيين کننده به حساب مي آيد. دقيقا به همين دليل است که شهر هوشمند يا همان اسمارت سيتي به تدريج به عنوان يک مفهوم مهم و يک ابزار راهبردي در روند ضرورت هاي توليد مدرن شهري مطرح شده است. در واقع بايد گفت که شهر هوشمند از توجهي که به تکنولوژي هاي ارتباطي و اطلاع رساني مي شود، ايجاد خواهد شد. اين نوع از شهرها به دليل توجهي که به سرمايه هاي زيست محيطي و اجتماعي دارند، مورد توجه دولت هاي موفق قرار گرفته اند. شهر هوشمند در واقع در مفهوم خود بايد 6 فاکتور اصلي را داشته باشد. مواردي نظير اقتصاد هوشمند، جابه‌جايي يا همان حمل و نقل هوشمند، محيط هوشمند، مردم هوشمند، زندگي هوشمند و حکمراني هوشمند همه فاکتورهايي هستند که پايه هاي يک شهر هوشمند را تشکيل مي‌دهند. مفهوم شهر هوشمند زماني به حقيقت نزديک خواهد شد که سرمايه گذاري ها در عرصه سرمايه انساني و اجتماعي در عرصه سنتي و مدرن به يک ميزان صورت نگيرد و سرمايه گذاري ها همه در عرصه مدرن شدن يک شهر انجام گيرند. به اين ترتيب آن شهر مي تواند عواملي مانند کيفيت زندگي و مشارکت شهروندان خود را در حکمراني تقويت کرده و بستر ايجاد يک شهر هوشمند را فراهم کند.

شاخص هاي يک شهر مدرن

شايد بسياري از افراد فکر کنند که شهرهاي ما در حال حاضر در حالت انفجار جمعيت قرار گرفته اند و جمعيت بسيار زيادي در آن ها زندگي مي کنند. دراين رابطه بايد گفت که اگر در حدود 15 سال ديگر يعني تا سال 2030 صبر کنيد به اين باور خواهيد رسيد که اين طرز فکر بسيار اشتباه بوده است زيرا در آن زمان بيش از 5 ميليارد نفر از ساکنان زمين ساکن مناطق شهري خواهند شد. به همين دليل قبل از اين که به اين تراکم جمعيتي برسيم بايد شهرها را از اين نظر آماده و بهينه کنيم تا بتوانند چنين جمعيتي را پذيرا باشند. براي اين منظور بايد شهرها بهتر و هوشمندتر شوند. متاسفانه برخي از مردم و حتي مديران شهري اين طرز فکر را دارند که با چند ساختمان بلند زيبا يا آسمان خراش يا احداث چند خيابان پهن مي توانند به شهر يک ظاهر مدرن يا امروزي بدهند. اما اين طرز فکر از پايه اشتباه است و در جهان امروزي شهر بايد مجهز به ساختارهاي اساسي باشد تا بتوان نام هوشمند را روي آن گذاشت. در حال حاضر مقامات بلند پايه شهري در سراسر جهان به کمک سازندگان، طراحان و پيمانکاران تلاش مي کنند که زندگي شهري را با سرعت مناسبي بهبود بخشند. اين بهبود در شاخه هاي متعددي بايد صورت پذيرد. به عنوان مثال فاکتورهايي نظير بهبود در زمان بندي ترافيک، نورپردازي بهتر محيط يا حتي ايجاد اپليکيشن هاي ويژه براي کمک به شهروندان مي توانند مواردي باشند که به هوشمندتر شدن شهرها کمک مي‌کنند. در شرايط فعلي به آساني مي توان ديد که ميزان نفوذ تلفن هاي هوشمند به زندگي روزمره افراد بسيار بيشتر از قبل شده است و به اين ترتيب اپليکيشن ها هم قدرت بيشتري پيدا کرده اند. در اين صورت فناوري ها و اپليکيشن هايي که به درستي پياده سازي شده باشند به مجريان طرح هوشمندسازي شهرها کمک خواهند کرد تا در مواردي نظير مصارف مالي صرفه جويي کنند. در ادامه مطلب از 25 فناوري پيشرفته صحبت خواهيم کرد که انتظار مي رود در تمامي شهرهاي بزرگ جهان که تمايل به هوشمند شدن دارند، پياده سازي شوند.

مفهومي با عنوان داده هاي باز

داده هاي باز يا Open Data، مفهومي است که بارها در بايت در موردش صحبت شده است. تا به حال تلاش هاي بسياري در زمينه داده هاي باز انجام گرفته است. در اين راستا مسابقه هايي نظير BigApps در نيويورک انجام گرفته که به توليد اپليکيشن هاي کاربردي منجر شده است. اين دسته از اپليکيشن ها باعث صرفه جويي در منابع شده و شهروندان را مطلع و هوشيار نگه خواهد داشت که نتيجه آن داشتن شهري بهتر خواهد بود. مواردي نظير کيفيت هوا، امتيازهاي داده شده به رستوران ها يا کافي شاپ هاي شهر، امتياز دهي به وضعيت ساختماني منازل و ايجاد قوانين جديد در حوزه هاي مختلف مانند امتياز دهي به کيفيت فضاي شهري و پارک ها همه از جمله موردهايي هستند که بايد در دسترس تمامي شهروندان قرار گيرند نه اين که تنها به قشر خاصي متعلق باشند. اگر اين دسته از سرويس ها در دسترس همه قرار گيرند، خود به خود فضاي رقابتي ايجاد خواهد شد و اين امر منجر به بالاتر رفتن کيفيت در زمينه هاي مختلف مي‌شود.

هوشمندسازي پارکينگ ها و اپليکيشن هاي امکانات شهري

يکي از مشکلات غير قابل انکار در شهرهاي امروزي اين است که تعداد خودروها مانند تلفن هاي همراه در حال افزايش است. اين افزايش تعداد خودروها نيازمند اين است که فضاي کافي براي پارک براي تمامي راننده ها وجود داشته باشد و معمولا اين گونه است که تعداد پارکينگ ها در بهترين حالت هم باز کم خواهد بود. اما مديريت پارکينگ هايي که در هر شهر وجود دارد کار بسيار مفيدي است که مي تواند باعث ايجاد رضايت نسبي مردم شود. منظور از مديريت هوشمند پارکينگ ها اين است که به طور مثال از اپليکيشن هايي براي راهنمايي راننده ها استفاده شود. به عنوان مثال اپليکيشن هاي طراحي شوند که به راننده ها نشان دهند نزديک‌ترين پارکينگي که در دسترس بوده و فضاي خالي دارد در چه منطقه اي قرار دارد و چگونه مي شود از کم ترافيک ترين مسير به آن مکان رسيد. مسلما اين دسته از اپليکيشن ها منافع بسيار زيادي دارند به عنوان نمونه باعث صرفه جويي در زمان، سوخت و هزينه مالي فرد خواهند شد. ضمن اين که ترافيک را روان تر خواهند کرد. گذشته از اپليکيشن هايي که براي هوشمندسازي عمليات پارک خودرو بايد طراحي شوند، بد نيست براي دسترسي به امکانات شهري هم اپليکيشن هايي به صورت اختصاصي طراحي شوند. به عنوان نمونه اپليکيشن هايي که به شهروندان امکان دهند تا کارهايي نظير نگهداري از سرويس هاي شهري نظير سطل هاي زباله، باجه هاي تلفن، درختان يا حتي شيرهاي آتش نشاني و کيوسک هاي برق را به عهده بگيرند. اگر اين دسته از طرح ها اجرا شده و پياده سازي شوند، ديگر لازم نيست که هزينه بسيار زيادي براي استخدام پرسنل مرتبط با نگهداري اين دسته از سرويس ها صرف شود. تا به حال در شهرهاي بوستون و هونولولو از طريق اپليکيشني با نام Code For America، سيستم هايي مشابه با اين طرح پياده سازي شده اند. نتيجه اجراي اين برنامه ها اين بوده است که سرمايه گذاري بيشتري در مناطق شهري انجام گرفته است.

از سيستم مديريت پسماندها تا سيستم هاي پرداخت هاي ديجيتالي

پسماندهاي شهري، با توجه به افزايش جمعيت، به يک مشکل بسيار اصلي و اساسي در آينده تبديل خواهد شد. سيستم هوشمندي نظير سيستم مديريت پسماندهاي شهري مي تواند يک راهکار اوليه براي حل اين مشکل به حساب آيد. در حال حاضر سيستمي با نام سيستم پرداخت در برابر توليد زباله با عنوان Pay As You Throw يا PAYT طراحي شده است که هدف از طراحي آن افزايش تعداد افراد براي بازيافت بوده است تا منابع کمتري هدر داده شود. البته استفاده از تگ هاي RFID هم در حال حاضر باعث آسان تر شدن طبقه بندي و مرتب کردن مواد بازيافتي شده است. به اين ترتيب ضايعات و پسماندهايي نظير بطري هاي پلاستيکي قابل بازيافت ديگر از طبيعت سر در نخواهند آورد. از ديگر مواردي که باعث هوشمند شدن يک شهر مي شود سيستم هاي ساده اي است که تمام ديجيتال بوده و براي پرداخت مورد استفاده قرار مي گيرند. به عنوان نمونه سيستم ساده پرداخت هزينه مربوط به پارکينگ جزو اين دسته از سيستم ها به حساب مي آيد. با وجود سيستم هايي اين چنيني ديگر لازم نخواهد بود که قبض يا رسيد پارکينگ را جلوي داشبورد خود قرار دهيد تا جلوي چشمتان باشد يا ترس از گم شدن آن داشته باشيد. در بعضي از موارد هم ممکن است که ترس از تمام شدن زمان پارکومتر داشته باشيد و به همين دليل در انجام کارتان عجله به خرج دهيد تا جريمه نشويد. اين دسته از سيستم هاي ديجيتالي پرداخت مي توانند امکان شارژ کردن را از طريق يک اپليکيشن براي شما به وجود آورند. در حال حاضر مردم براي دادن هزينه پارک مشکلي ندارند اما مسلما توقع دارند که اين شيوه پرداخت به شکل ساده اي برايشان قابل انجام باشد.

اپليکيشن هاي راهنماي شهري

مسلما اپليکيشن هاي راهنماي شهري، يکي از بزرگ ترين امتيازاتي است که در اختيار مسافران قرار داده مي‌شود. اما گذشته از مردمي که به شهر ما سفر مي کنند، ساکنان خود شهر هم به اين اپليکيشن هاي شهري نياز دارند تا بتوانند نيازهاي خود را به شيوه آسان تري برطرف کنند. اين دسته از اپليکيشن ها مي توانند اطلاعاتي را در رابطه با موزه ها، پارک ها، نشانه هاي شهري و تاريخي، هنرهاي مردمي ،رستوران ها و مواردي نظير وضعيت لحظه اي ترافيک در مناطق مختلف شهر در اختيار شهروندان قرار دهد. چيزي شبيه به اين اپليکيشن ها در حال حاضر در بالتيمور، اوتاوا، شارلوت و نيواورلئان پياده سازي شده است و شهروندان و توريست ها از آن ها رضايت کافي دارند زيرا تجربه گردشگري آن ها در شهر بسيار لذت بخش‌تر شده است. در همين راستا علاوه بر اپليکيشن ها، فناوري هايي نظير صفحات لمسي هم بايد در نقاط مختلف شهرها به کار گرفته شود. بهتر است که صفحات لمسي در مواردي مثل از کيوسک‌ها گرفته تا باجه‌هاي فروش بليت مترو و تاکسي ها مورد استفاده قرار گيرند. البته اين فکر هم وجود دارد که اين فناوري مي تواند به عاملي براي انتقال بيماري ها تبديل شود و به همين دليل بايد اين فناوري ضد باکتري باشد تا در صورتي که در دسترس عموم قرار گرفت کسي در اين رابطه نگراني نداشته باشد. گذشته از اين موارد اين انتظار از يک شهر هوشمند مي رود که دسترسي به اينترنت در آن به سادگي باشد و به نوعي اينترنت و استفاده از فناوري هاي ارتباطي پايه هاي آن شهر را تشکيل دهند. دسترسي به اينترنت آزاد بايد در ايستگاه هاي مترو و همچنين در تونل هاي يک شهر هوشمند فراهم شود و تمامي ايستگاه هاي مترو يا اتوبوس در يک شهر هوشمند بايد بتوانند به صورت خودکار وضعيت آب و هوا را براي شهروندان تا چند ساعت آينده اعلام کنند.

سيستم هاي واکنش به بحران، بناهاي پايدار و کيوسک هاي دايناميک

ابتدا در مورد بناهايي صحبت خواهيم کرد که پايدار هستند. اين دسته از ساختمان ها از لحاظ انرژي بسيار بهينه تر و کارآمدتر هستند و بايد در طراحي شهري مورد توجه قرار بگيرند. اگر مديران يک شهر تصميم دارند که شهر خود را به يک شهر هوشمند تبديل کنند بايد از لحظه تصميم گيري خود، اجازه ساخت ساختمان‌هاي معمولي را به مردم ندهند و اين دسته از ساختمان هاي معمولي با بناهاي پايدار جايگزين شوند تا بتوانند به بهترين شکل ممکن مديريت انرژي را انجام دهند. مورد ديگري که بايد در طراحي شهري به آن پرداخته شود، ايجاد مکان هايي براي قرار گرفتن کيوسک هاي دايناميک در نقاط مختلف شهر است. اين دسته از کيوسک ها بايد بتوانند به صورت پويا و لحظه اي، اطلاعاتي را در مورد ميزان ترافيک، وضعيت آب و هوا و اخبارهاي محلي به نمايش درآورند تا رهگذران بتوانند از محتواي نمايش داده شده، اطلاعات مورد نياز خود را دريافت کنند. در حال حاضر نمونه اي از اين کيوسک ها با عنوان Urbanflow، در هلسينکي مورد استفاده قرار گرفته است. يکي ديگر از مواردي که براي هوشمند سازي شهرها مورد نياز است، وجود سيستم هاي واکنش به بحران است. سيستم ها يا اپليکيشن هاي هشداردهي اورژانس و واکنش به بحران مبتني بر رسانه‌هاي اجتماعي، يکي ديگر از فناوري هايي است که بايد در شهرهايي که قصد هوشمند شدن دارند، فعال شود. تمامي شهروندان بايد هميشه بتوانند به اطلاعات حياتي دسترسي داشته باشند. اين اطلاعات مي تواند شامل مواردي نظير وقوع يک توفان يا زلزله در شهري نزديک باشد يا موارد ديگري نظير وقوع يک جرم و جنايت توسط مجرمان شهري را پوشش دهد. به اين ترتيب ارگان هاي مختلف مي توانند توصيه هاي لازم به مردم را از طريق اين سيستم ها انجام دهند و جلوي خسارات احتمالي بيشتر را بگيرند.

اقتصاد اشتراکي هوشمند

شايد اگر بتوان به جاي خريد، معاملات را به شکل ديگري انجام داد و به نوعي از اقتصاد هوشمند مبتني بر جايگزيني خريد دست پيدا کرد، سطح زندگي طبقه متوسط جامعه به طور کلي تغيير پيدا کند. يک لحظه به اين فکر کنيد که ما مي توانيم چيزهاي مورد نيازمان را از ديگران قرض گرفته يا اجاره کنيم. به اين ترتيب ديگر کمتر به خريد يا انبار کردن کالاها نياز خواهيم داشت. اين کاري است که در حال حاضر توسط شرکت‌هايي نظير نت فليکس يا Airbnb هم انجام مي گيرد. البته براي عملي شدن اين ايده بايد اپليکيشن هايي به صورت اختصاصي طراحي شود تا به شهروندان کمک کنند بنگاه‌هاي خيريه اي که واقعا به وسايل اضافي آن ها نياز دارند را به آساني پيدا کنند. در حال حاضر در شيکاگو نمونه اي از اين سيستم ها با نام Zealous Good پياده سازي شده است اما هنوز راه زيادي در پيش دارند تا به نمونه قابل قبولي تبديل شود. البته به جز اين سيستم ها بايد در شهرهاي هوشمند اپليکيشن هاي متنوع ديگري هم وجود داشته باشد. برنامه هايي نظير برنامه هاي اشتراک خودرو، اپليکيشن پرداخت از طريق تلفن همراه و برنامه ريزي شهري انبوه‌سپاري جزو سيستم هايي هستند که مي توانند يک شهر را به سمت هر چه هوشمندتر شدن هدايت کنند. ما هنوز راه بسيار زيادي در پيش داريم تا يک شهر هوشمند در کشورمان داشته باشيم اما آشنايي با فناوري ها و به کارگيري تدريجي آن ها به ما کمک خواهد کرد تا حداقل با فناوري هاي هوشمند تا حد مناسبي آشنايي داشته باشيم.

منبع:بایت



نام

نظر ، پیشنهاد ، انتقاد


مراجع (Refrences)

لیست مطالب دسته انتخاب شده

کلمات کلیدی